
هدیه تهرانی
مادر بزرگم در سن 30 سالگی فیلم بازی کرد. اسم کارگردانش را به خاطر ندارم. اما می دانم که خانواده پدری ام علاقه زیادی به مقوله هنر وجود داشته , به طوری که خود من از بچگی بیشتر فیلم ها را با پدرم نگاه می کردم و یکی از تفریحات ما این بود که برویم سینما و کارهای جدید را تماشا کنیم. پدر هدیه تهرانی عاشق سینما بود. هدیه نیز شرکت در تئاترهای مدرسه ای را از دست نمی داد و هر بار که فیلم خوبی می دید خودش را جای هنر پیشه اصلی می گذاشت و بازی می کرد. سوسن تسلیمی واقعا خوب بود. ویوین لی بر باد رفته را هم دوست داشتم. به پیشنهاد آقای شریفی نیا سناریوی روز واقعه را خواندم. نقشم خیلی کوتاه بود. نمی خواستم شروعم با چنین کاری باشد.دوست داشتم با یک نقش محکم تر به سینما بیایم. از یک طرف دغده سفر به آلمان را هم داشتم. در نتیجه به تهیه کنندگان این پروژه جواب رد دادم. هدیه تصادف می کند. یک سانحه وحشتناک رانندگی با تلاش پزشکان او باز می گردد. به مرور اضافه وزن پیدا کند. وقتی آن روزها به یاد می آورد بدنش می لرزد. وقتی سینما تبدیل به دغدغه جدی تهرانی شد, او تصمیم به ادامه تحصیل در این زمینه گرفت. به همین خاطر هدیه به انگلستان رفت و در رشته درام ثبت نام کرد تا اطلاعات آکادمی اش را در خصوص بازی و بازیگری ارتقاء بخشد. پس از ده ماه او به تهران برگشت تا کارهای مربوط به اقامت را کامل کن اما چند پیشنهاد کاری به انضمام فتح سیمرغ بلورین جشنواره فجر با قرمز اتفاقی بود که اجازه ندادند این هنر پیشه به برنامه هایی که در سردارد برسد. هدیه خانواده اصیل دارد. پدری زحمت کش, فامیلی عاشق و مهم تر از ستارگانی هنرمند:مثل ناصر تقوایی , اکبر عالمی. تهرانی 20سال داشت که در زمینه واردات, صادرات فعالیت می کرد. بسیار مستقل و پر کار و خلاق بود. می خواست آلمان برود تا در رشته دکوراسیون داخلی ادامه تحصیل بدهد. هدیه مدرک مربیگری شنا را هم دارد. در یک بعدازظهر داغ تابستانی و با دستی شکسته به فروشگاهی می رود تا برای کارهای تزییناتی اش حصیر بخرد. آنجا بود که شریفی نیا و آزیتا حاجیان را دیدم. احساس کردم چشم از من بر نمی دارند. حاجیان جلو آمد و گفت : دوست داری بازی کنی؟ پاسخ رد دادم, اما مادرم شماره آن را گرفت و تشویقم کرد به اینکه از فرصت استفاده کنم. آن موقع شریفی نیا به مادرم گفت هدیه بازیگر سر شناسی خواهد شد. زیرا من بازیگری در صورت و چشمان او دیده ام. من معلم این کارم و می توانم مرغوبیت استعداد شاگردان این مملکت را تشخیص دهم. تهرانی خیلی ماجراجو است. حتی آن موقع که کسی او را نمی شناخت این طور بود. از روزمرگی بیزار است و می گوید: وقتی اتفاقی افتاد, باید آنجا حاضر باشید تا بتوانید درد و غم حادثه دیدگان را از نزدیک لمس کنید. نمی شود داخل خانه نشست و از پای تلوزیون تجربه به دست آورد. زمانی که بم لرزید هدیه از نخستین افرادی بود که خود را به کرمان رساند. او به عراق و افغانستان هم رفته و جنگ را و کشتار مردم بی دفاع را از نزدیک دیده است. تنها قرار داد هدیه با کمپانی عطر ساز فرانسوی رومانو و روبرته است. این شرکت سراغ چهره سرشناس هر کشوری می رود و با نام آنها عطری تولید و به بازار عرضه کند. تهرانی قراردادش را با این شرکت در دبی بست و دو سال روی نمونه هایی که برایش می فرستادند نظر داد تا سر انجام عکس او به بازار بیاید.
هدیه تهرانی، متولد سال 1351 تهران و دارای مدرک دیپلم. هديه تهراني آموزش دوره بازيگري نديده و فارغالتحصيل اين رشته نيست؛ اما بخت با او يار بوده است كه با نخستين فيلمي كه در آن به ايفاي نقش پرداخت، به عنوان چهرهاي مطرح در سينماي ايران شناخته شد. شايد اگر به شكل و با فيلم ديگري وارد سينما ميشد تا اين اندازه آوازه نمييافت. او با بازي در فيلم سلطان (مسعود كيميايي، 1375) به سينما آمد؛ اما پيش از آن آزيتا حاجيان و همسرش به او پيشنهاد بازي در فيلم داده بودند كه نپذيرفته بود و بعد از چند ماه بعد داريوش مهرجويي براي بازي در فيلم ليلا از او دعوت به همكاري كرد، تهراني داستان فيلم را شنيد و نپسنديد و بازي در فيلم را رد كرد. در چنين وضعي عكسهايي از او به واسطه رضا رخشان، عكاس فيلم، در اختيار كارگردانها و تهيهكنندهها قرار گرفته بود. به همين جهت كيانوش عياري براي بازي در بودن يا نبودن و ايرج قادري براي بازي در ميخواهم زنده بمانم از او دعوت به همكاري كردند كه هر كدام به دلايلي مقدور نشد. كيميايي بازي در فيلم سيب سرخ حوا را به او پيشنهاد داد، تهراني داستان فيلم را شنيد و پسنديد؛ اما وقتي كيميايي از كار كنارهگيري كرد و سعيد اسدي جاي او را گرفت تهراني هم از همكاري طفره رفت. كيميايي مجدداً به او پيشنهاد همكاري داد و با دستمزد 600 هزار تومان براي بازي در فيلم سلطان با او قرارداد بست. تهراني بلافاصله پس از سلطان در فيلم غريبانه (احمد اميني، 1376) بازي كرد كه نقش چندان پيچيده و دشواري نبود. سياوش (سامان مقدم، 1377)، شوكران (بهروز افخمي، 1377)، قرمز (فريدون جيراني 1377)، دستهاي آلوده (سيروس الوند، 1378)، زمانه (حمیدرضا صلاحمند، 1379)، پارتي (سامان مقدم، 1379) و آبي (حميد لبخنده، 1379) نقشهاي ساده و بدون تحليلي ديگري بودند كه تهراني به راحتي در آنها جا گرفت. چتري براي دو نفر (احمد امینی،1380) فيلم ديگري است كه تهراني پس از غريبانه با احمد اميني كار كرد. به رغم همه كوششها تهراني در چتري براي دو نفر هم نتوانست از تيپ خودساخته و تكرارياش جدا شود، تا اين كه با بازي در كاغذ بي خط (ناصر تقوايي، 1380) و خانهاي روي آب (بهمن فرمان آرا 1380) تا حدود زيادي از كليشه زني آرام با صورت سنگي نجات يافت. او سال 1381 را با بازي در فيلمهاي آبادان ( مانی حقیقی، 1381)، دنيا (منوچهر مصیری، 1381 ) آغاز كرد. او در فيلم دختر ايروني (محمد حسین لطیفی، 1381) هم خوش درخشيد و در همین سال نقش خیلی کوتاهی در فیلم دوئل (احمدرضا درویش، 1382) بازی کرد.در سال 82 در کنار عزت الله انتظامی در فیلم جایی برای زندگی (محمدرضا بزرگ نیا، 1382) ایفای نقش کرد که نقش متفاوتی بود. در سال 83 در دو فیلم یک بوسه کوچولو (بهمن فرمان آرا، 1383) و شبانه (اميد بنكدار ، كيوان علي محمدي ) ایفای نقش کرد . او سال 84 فقط در فیلم چهارشنبه سوری (اصغر فرهادی، 1384) بازی کرد که در بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و این فیلم توانست جوایزهای زیادی از بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر به دست بیاورد از جمله برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن برای هدیه تهرانی تا دومین سیمرغ خودش را به خانه ببرد. از آخرین کارهای هدیه تهرانی که اين روزها مشغول بازی در فيلم نيوه مانگ (نيمه ماه) ( بهمن قبادی،1385) است که در روستاهاى سنندج است. هدیه تهرانى علاوه بر نقشى كوتاه كه برعهده دارد يكى از دستياران قبادى است.
*افتخارات و جوایزها هدیه تهرانی
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن از هفدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم (قرمز)
برنده جايزه از جشنواره پيونگ يانگ براي بازي در فيلم (پارتي)
کاندیدای بهترین بازیگر نقش اول زن از جشن خانه سینما برای بازی در فیلم (شوکران)
كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن از بیستمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم (كاغذ بي خط)
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن از بیست و چهارمین جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم (چهارشنبه سوری)
* فیلمشناسی هدیه تهرانی
1384 چهارشنبه سوري ( اصغر فرهادي ) [بازيگر]
1383 يك بوسه كوچولو ( بهمن فرمانآرا ) [بازيگر]
1383 شبانه ( اميد بنكدار كيوان علي محمدي ) [بازيگر]
1382 جايي براي زندگي ( محمدرضا بزرگ نيا ) [بازيگر]
1381 دختر ايروني ( محمدحسين لطيفي ) [بازيگر]
1381 دنيا ( منوچهر مصيري ) [بازيگر]
1381 زمانه ( حميدرضا صلاحمند ) [بازيگر]
1381 دوئل ( احمدرضا درويش ) [بازيگر]
1380 خانه اي روي آب ( بهمن فرمانآرا ) [بازيگر]
1380 كاغذ بي خط ( ناصر تقوايي ) [بازيگر]
1379 آبي ( حميد لبخنده ) [بازيگر]
1379 پارتي ( سامان مقدم ) [بازيگر]
1379 چتري براي دو نفر ( احمد اميني ) [بازيگر]
1378 دست هاي آلوده ( سيروس الوند ) [بازيگر]
1377 سياوش ( سامان حسني مقدم ) [بازيگر]
1377 قرمز ( فريدون جيراني ) [بازيگر]
1377 شوكران ( بهروز افخمي ) [بازيگر]
1376 غريبانه ( احمد اميني ) [بازيگر]
1375 سلطان ( مسعود كيميايي ) [بازيگر]
نام كامل:اما شارلوت دئوئر واتسون
لقب:EW
زادروز:۱۵آوريل ۱۹۹۰(در مورد تاريخ دقيق تولد اما واتسون چند سايت تاريخ دقيق را ۱۴ آوريل ذكر كرده اند ولی اما در مصاحبه ای كه با مجله ی سان داشت اعلام كرد كه : من چون در ساعت ۱ دقيقه ی بامداد به دنيا آمده ام پس در واقع هنگام تولد من ۱ دقيقه از ۱۵ آوريل گذشته بود برای همين هم من متولد ۱۵ آوريل می باشم)
امضا:به شكل يك بره
محل سكونت:آكسفورد شاير انگلستان
محل تولد:پاريس(بسياری از انگليسی ها معتقدند او در انگلستان متولد شده است اما حقيقت اين است كه زمانی كه مادر اما به پاريس نزد خانواده ی پدرييش رفته بود اما را بدنيا آورد)
قد:۱۶۵ سانتی متر
رنگ مو : طلايي(در فيلم های هری پاتر قهوه ای است)
حيوان خانگي: دو گربه به نام های دو مينو و بابلس (اما در ۷ سالگی دومينو را به الكس داد)
رنگ چشم:قهوه ای تيره
خانواده:پدرش كريس(متولد۱۹۶۰) نام دارد و مادرش ژاكلين(متولد۱۹۶۰) برادرش هم الكس(متولد ۱۹۹۴)
تذكر: برخی از سايت ها زاد روز پدر و مادر اما را ۱۹۵۹ نوشته اند
به انتخاب اما:
بازيگر مرد:براد پيت (اما عاشق براد پيت است) جان كليس و اورلاندو بلوم(بازيگر ارباب حلقه ها)
بازيگر زن:جوليا رابرتس-ساندرا بلوك-گالدی هاون و جنيفر آنيستون(همسر براد پيت)
گوشی موبايل:اما يك گوشی نوكيا۳۳۳۰ دارد
غذا:غذا های ايتاليا يی بخوصوص پيتزا و شوكولات
رنگ:آبی
لباس فروشی :دی كا ان وای به سر پرستی خانوم سيكستی
درس:هنر-تاريخو انگليسي(از جغرافی و رياضی و لاتين متنفر است)/آخه اما جون حيف رياضی نيست آلبرت انشتين ميگه :آنكس كه از رياضيات تنفر دارد در حقيقت با همه ی جهان سر جنگ دارد/
كتاب:The Phantom Tollbooth, I Captured Castle, Chicken Soup's
نويسنده:Roald Dahl
روژ لب:stilla
اما از كسايی كه هرميون صداش می كنن بدش مياد
سرگرمي:هاكی روی يخ-تنيس-گردشبا خانواده-خريد- رقص
موسيقي:از زبان خود اما بشنويد:دوس دارم گيتار بزنم و از سبك پاپ خوشم مياد بابام از بی بی كينگ و التون جان و مادرم از الويس پريسلی خوشش مياد من هميشه مجبورم توی ماشين به الويس پريسلی گوش بدم
فيلم:Shawshank Redemption, Gladiator, Braveheart, Pride & Prejudice, Grease, Shrek, Ocean's 11
پدر و مادر اما از هم جدا شده اند و اما با مادرش در آكسفورد زندگی می كند پدر اما در لندن زندگی می كند اما بمدت ۵ سال در فرانسه زندگی كرده است اما دوست ندارد فرانسوی صحبت كند اما قبل از بازی در هری پاتر در مدرسه ی خود(دراگون) در تئاتر هايی چون سالهای جوانی آرتور شاه - شاهزاده ی خندان-آليس در سرزمين عجايب و... شركت كرده و برای خودش اسم و رسمی در بين مدارس ابتدايی لندن بهم زده بود او هم چنين چندين بار قهرمان دو و پرش طول در بين مدارس لندن شد و دستی هم در شعر و شاعری داشت در شب شعری كه در لندن بر گزار شد اما در حالی كه ۸ سال بيشتر نداشت به عنوان بهترين شاعر گروه سنی خود شناخته شد او به دوستانش و ورزش خيلی اهميت می دهد

آلفردو جیمز پاچینو 25 آوریل 1940 در شهر نیویورك بدنیا آمد. تبارش سیسیلیایی هستند. پس از آنكه پدرش كه یك بنا بود خانواده را رها كرد الفردوی دو ساله توسط مادر ، مادربزرگ و پدربزرگش بزرگ شد. علاقه چندانی به تحصیلات آكادمیك نداشت اما اشتیاقش به بازیگری باعث شد تا در دبیرستان هنرهای نمایشی منهتن پذیرفته شود. در 17 سالگی مدرسه را ترك كرد و چندین سال به كارهایی متفرقه روی آورد كه بیشتر شغل های پستی بودند مانند تحویل جنس در محل ، كنترلچی ، باربر و سرایدار مجتمع مسكونی ، اما در تمام این مدت هرگز فعالیت بازیگری را رها نكرد.
سرانجام پس انداز مالی اش به او اجازه داد تا در مدرسه ی بازیگری هربرت برگهاف ثبت نام كند و زیر نظر Charles Laughton بازیگری را آموزش ببیند. در سال 1966 به Actors Studio رفت و دو سال بعد به خاطر اجرای قوی اش در نقش یك روانی در اجرای نمایشنامه The Indian Wants the Bronx برنده جایزه Obie شد. در سال 1969 نقش آفرینی اش در اجرای صحنه ای Does the Tiger Wear a Necktie جایزه Tony [ معادل اسكار در تئاتر ] را برنده شد و باعث شد تا بازیگری را با نقش كوچكی در Me , Natalie ( فرد كویی ) شروع كند. به دلیل اجرای بسیار عالی اش در نقش یك معتاد ولگرد در فیلم The Panic in Needle Park ( شاتزبرگ ) برای ایفای نقش سخت و كلیدی مایكل كورلئونه در The Godfather ( كاپولا ) برگزیده شد كه حاصلش نامزدی اسكار بهترین بازیگر مرد نقش مكمل بود. شخصیت مایكل كورلئونه نقش محوری ادامه ساز پارامونت بر پدرخوانده شد و آل پاچینو به نامزدی دریافت اسكار بهترین بازیگر مرد دست یافت.
وی پس از هفت بار نامزدی جایزه اسکار و بعد از گذشت 29 سال از اولین نامزدی اسكارش ، برای فیلم Scent of a Woman موفق به دریافت اسكار شد. وی در سال 2003 نیز برای بازی در فیلم تلویزیونی Angels in America موفق به دریافت جایزه Emmy شد. آل پاچینو از معدود بازیگرانی است كه در یك سال برای بهترین بازیگر نقش اول و بهترین بازیگر مكمل نامزد دریافت اسكار شد. همچنین آل پاچینو یكی از تنها چهار نفری است برای بازی در یك نقش در دو فیلم دنباله دار موفق به نامزدی دریافت اسكار شد. ( برای بازی در نقش مایكل كورلئونه در پدر خوانده 1 و 2 ) علی رغم موفقیت در سینما آل پاچینو عاشق صحنه تئاتر است و در سال 1977 با اجرای نمایشنامه The Basic Training of Pavlo Hummel دومین جایزه Tony خود را دریافت كرد.
اطلاعات شخصی :
نام کامل : Alfredo James Pacino
تاریخ تولد : 25 آوریل 1940
محل تولد : USA , New York , South Bronx
قد : 170 سانتی متر
همسر : N/A
افتخارات : برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم " بوی خوش یک زن " ( ۱۹۹۲ )
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم " عدالت برای همه " ( ۱۹۷۹ )
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم " پدر خوانده ۲ " ( ۱۹۷۴ )
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم " سرپیکو " ( ۱۹۷۳ )
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین نقش مکمل مرد برای بازی در فیلم " پدر خوانده " ( ۱۹۷۲ )
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین نقش مکمل مرد برای بازی در فیلم " گلن گری گلن راس " ( ۱۹۹۲ )
نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین نقش مکمل مرد برای بازی در فیلم " دیک تریسی " ( ۱۹۹۰)
برنده جایزه گلدن گلاب بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم " سرپیکو " ( ۱۹۷۳ )
برنده جایزه گلدن گلاب بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در " بوی خوش یک زن " ( ۱۹۹۲ )
برنده جایزه گلدن گلاب بهترین بازیگر مرد برای بازی در فیلم " فرشتگان در امریکا " ( ۲۰۰۳ )

تام کروز در تاریخ 3 جولای 1962 در شهر سیراکیوز نیویورک متولد شد. تام در همان دوران کودکی از بیماری پریشانی روحی به دلیل فرو پاشی خانواده اش رنج میبرد. او در یک مدرسه ی مذهبی درس خواند و تصمیم داشت که در آینده یک کشیش شود در این زمان او همچنین به ورزش کشتی می پرداخت اما به دلیل آسیب دیدگی از ناحیه زانو مجبور به کناره گیری از این ورزش شد ...
تا این که مادرش کفالت او را پذیرفت. تام در سال 1980 برای اینکه بتواند شانس خود را در بازیگری امتحان کند به نیویورک سفر کرد ... کروز توانست در نهایت با بازی در فیلم ENDLESS LOVE به دوران سخت زندگی اش پایان دهد و همچنین توانست این روند رو به رشد را ادامه دهد و به یکی از چهره های مطرح هالیوود بدل گردد ...
او در سال 1989 برای بازی ظریف و حرفه ای اش در نقش یک بازمانده ی جنگ در فیلم BORN ON THE 4TH OF JULY نامزد گلدن گلاب شد و این جایزه را از آن خود کرد. تام هم اکنون یکی از ستارگان آسمان هالیوود می باشد.
اطلاعات شخصی :
نام کامل : TOMAS CRUISE MAPOTHER
تاریخ تولد : 3 جولای 1962
محل تولد : USA , New York , Syracuse
قد : 170 سانتی متر
همسر : کتی هلمز ( KATIE HOLMES )
افتخارات : برنده جایزه گلدن گلاب برای بازی در فیلم " متولد چهاردهم جولای " (1989)
برنده جایزه گلدن گلاب برای بازی در فیلم " جری مگوئر " (1996)
برنده جایزه گلدن گلاب برای بازی در فیلم " مگنولیا " (1999)

ویل اسمیت 25 سپتامبر 1968 در شهر فیلادلفیا از ایالت پنسیلوانیا متولد شد. او دومین فرزند از چهار فرزند کارولین ( Caroline Smith ) و ویلارد اسمیت (( Willard Smith صاحب کارخانه یخچال سازی است. ویل دارای یک خواهر بزرگتر و یک خواهر - برادر کوچکتر دوقلوست. او در غرب فیلادلفیا رشد کرد و دوستانش به خاطر روش های عجیب او برای فرار از مشکلات به او لقب " پرنس" داده بودند ...
سپس ویل در سال 1980 با تشکیل یک گروه موسیقی دو نفره به نام ( DJ JAZZY JEFF & THE FRESH PRINCE ) به همراه دوستش جف تونز ( Jeff Townes ) وارد عرصه ی موسیقی شد. زمانی که آهنگ های ساخته شده توسط گروه دو نفره ویل و جف به شهرت رسید ، او شروع به خرج کردن مبالغ هنگفتی برای خرید خانه ، ماشین و جواهرات نمود.
اما ویل اسمیت همچنان در انتظار پیشرفت بود تا سال 1989 که به او پیشنهاد کار در یک برنامه طنز تلویزیونی شد ، اسمیت و شبکه NBC از این طرح استقبال کردند و به این شکل برنامه ای به نام THE FRESH PRINCE OF BEL_AIR به مدت 5 سال ( 1991 الی 1996 ) از شبکه ی NBC پخش شد. طرح سریال بسیار ساده بود و اکثر بازی ها توسط ویل اسمیت صورت می گرفت. در این سال ها با پخش سریال ویل اسمیت از تلویزیون و بازی او در چند فیلم سینمایی شهرت او افزایش یافت. اما ویل اسمیت با بازی زیبا و کم نظیر خود در فیلم حادثه ای پسران بد ( Bad Boys ) به همراه مارتین لارنس به اوج شهرت هنری خود رسید.
او در 9 می 1992 با شری زامپینو ازدواج کرد اما این پیوند زیاد ماندگار نبود و در سال 1995 به جدایی کشیده شد که در این زمان آن ها دارای یک پسر به نام ویلارد بودند بعد از 2 سال ویل اسمیت در 31 دسامبر 1997 با جادا پینکت ازدواج کرد که حاصل این ازدواج نیز دو فرزند می باشد یک پس و یک دختر.
ویل اسمیت از معدود بازیگران سینماست که در سه حوزه هنری سینما ، موسیقی و تلویزیون موفق بوده است.
اطلاعات شخصی :
نام کامل : Willard Christopher Smith Jr
تاریخ تولد : ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۸
محل تولد : Pennsylvania , Philadelphia , USA
قد : ۱۸۸ سانتی متر
همسر : جادا پینکت اسمیت ( JADA PINKETT SMITH )
افتخارات : نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد برای بازی در فیلم علی ( ۲۰۰۱ )

بنجامین گز افلک در ۱۵ آگوست ۱۹۷۲ در برکلی کالیفرنیا به دنیا آمد اما در کمبریج واقع در ماساچوست بزرگ شد. پدرش تیم افلک یک فعال اجتماعی بود که از مادر بن کریس افلک که معلم مدرسه بود جدا شد ...
بن یک بردادر کوچکتر به نام کیسی افلک دارد که او نیز بازیگر است.
بن از زمانی که به یاد دارد دوست داشت بازیگر شود. او اولین بار وقتی بسیار جوان بود در تبلیغ برگر کینگ ظاهر شد.
در هشت سالگی او در سریال سفر دریایی می می ظاهر شد. در همان جا بود که با هم بازی اش مت دیمون
( Matt Damon ) آشنا شد. آنها مدتی با هم بودند و به کلاس های هنرهای دراماتیک رفتند.
دوران نواجوانی بن با بازی در فیلم های تلویزیونی و چند سریال از جمله : دست های یک غریبه و دومین سفر دریای می می سپری شد. او در ۱۹۹۳ با بازی در فیلم گیج و منگ وارد عرصه سینما شد. بعد از آن او در فیلم های مهمی چون موش ها و Chasing Amy ظاهر شد که باعث محبوبیت وی و حضورش در فستیوال Sundance شد اما شرایط برای بن تغییر کرد و از محبوبیتش کاسته شد.
او به همراه برادش کیسی و دوستش مت در یک آپارتمان زندگی میکرد. او و مت پس از اینکه نتوانستند نقش های درجه یکی را به دست آورند سعی کردند تا فیلم نامه مورد نظرشان را بنویسند تا بتوانند بهترین نقش ها را برای خودشان به وجود آورند. وقتی فیلم نامه ویل هانتینگ خوب تمام شد آنها آن را به مدیر برنامه هایشان پاتریک وینستل دادند تا اینکه شرکت Castlerock حاضر به تولید آن شد . این خبر برای آنها خوشحال کننده بود اما شرکت اجازه دخالت بن و مت در پروژه را نمیداد. دوست آنها کوین اسمیت ( Kevin Smith ) فیلم نامه را به شرکت میرامکس برد. میرامکس فیلم نامه را خرید و به آنها اجازه داد تا در تولید پروژه شرکت داشته باشند. در سپتامبر ۱۹۹۷ ویل هانتینگ خوب روی پرده رفت و دو بازیگر گمنام معروف شدند.
بن برای اولین بار توانست به جای اجرای نقش های کلیشه شده آنچه را که دوست دارد پیاده کند.
از این پس بن به سراغ نقش های مورد علاقه اش در آرماگدون , شکسپیر عاشق و Pearl Harbor رفت. بن افلک دیگر تبدیل به یک ستاره بدون توقف هالیوود شده است که اکثر کارگردان ها دوست دارند از وجود او در فیلم هایشان بهره ببرند.
اطلاعات شخصی :
نام کامل : Benjamin Geza Affleck
تاریخ تولد : ۱۵ آگوست ۱۹۷۲
محل تولد : Berkeley, California, USA
قد : ۱۸۹ سانتی متر
همسر : جنیفر گارنر ( Jennifer Garner )
افتخارات : برنده جایزه اسکار بهترین فیلم نامه برای فیلم ویل هانتینگ خوب ( ۱۹۹۷ )

آنجلینا جولی ویت در ۴ ژوئن ۱۹۷۴در لس آنجلس به دنیا آمد. آنجلینا فرزند دو هنرپیشه معروف جان ویت - Jon Voight - ( برنده جایزه اسکار ) و مارچلین برترند - Marchelin Bertrand - است. آنجلینا پس از جدایی پدر و مادرش ، به همراه مادرش به شهر های نیویورک ، لس آنجلس و لندن سفر کرد ، در این زمان او به عنوان یک مدل حرفه ای شناخته شد ...
سپس برای همیشه در نیویورک ساکن شدند. در این زمان آنجلینا وارد تئاتر لی استارزبرگ و پس از آن دانشگاه نیویورک شد و در همین هنگام بازی در تئاتر را به صورت حرفه ای آغاز نمود . همچنین در ویدئو های چندین خواننده از جمله گروه میت لوف ، لنی کراوتیز و آنتونلووندیتی ظاهر شد. به علاوه او در ۵ فیلم مدرسه ای به کارگردانی برادرش برای مدرسه USC ظاهر شد.
آنجلینا به زودی اولین فیلم سینمایی خود را با ایفای نقش کوچکی در سال 1993 در فیلم Cyborg 2 آغاز کرد و به دنبال آن در سال 1995 با بازی در فیلم Hackers توانست نشان دهد که قابلیت های هنری فراوانی در او وجود دارد.
( اولین بازی اصلی آنجلینا در فیلم Cyborg 2 بوده است اما پیش از آن در فیلم lookin to Get Out نقش بسیاری کوتاهی ایفا نموده که به عنوان اولین فیلم حرفه ای او شناخته نمی شود - آنجلینا در این فیلم 8 سال داشته )
با بازی در فیلم Train spotting ساخته جانی لی میلر او رسما به عنوان یک هنرپیشه هالیوود شناخته شد و همین فیلم نیز سبب آشنایی وی با میلر و ازدواج کوتاه مدت آنها شد.
پس از مدتی حضور در فیلم های متوسط سر انجام جولی توانست با بازی در نقش همسر جورج والاس - Georg Wallace - در فیلم سینمایی تلویزیونی با همین نام در سال ۱۹۹۷ برنده جایزه گلدن گلاب شود. همچنین وی با بازی در نقش اول فیلم جیا - Gia - تبدیل به یک سوپر استار در دنیای هالیوود شد.
از این پس آنجلینا به یکی از بزرگترین ستارگان هالیوود مبدل گشت و عکس های او بر روی مجلات مختلف ماه ها ماندگار شد ، برنامه های تلویزیون مشتاق مصاحبه با او بودند تا آن زمان که با بازی در سری فیلم های مهاجم مقبره - Tomb Raider - به اوج شهرت هنری خود رسید.
آنجلینا یک ازدواج ناموفق دیگر را نیز تجربه کرد این بار نیز تنها توانست از ۵ می ۲۰۰۰ تا ۲۷ می ۲۰۰۳ با بیلی باب همسر دومش همراه باشد ... ثمره ی این ازدواج یک فرزند برای آنجلینا بود.
در سال ۲۰۰۳ پس از این اتفاقات آنجلینا در نقش یک دختر ثروتمند در فیلم Beyond Bordres ظاهر شد.
اما سال ۲۰۰۴ به دلیل حضور او در فیلم های اسکندر بزرگ - Alexander the Great - ساخته ی الیور استون در نقش مادر اسکندر مقدونی با بازی کالین فارل - Colin Farrell - و نیز همبازی شدن با برنده ی جایزه ی اسکار جینت پالترو - Gwyneth Paltrow - در کاپیتان اسکای : دنیای فردا - Sky captain : The world of tomorrow - و هم چنین فیلم گرفتن جانها - Taking Lives - و بازی در نقش افسرارشد FBI سال بسیار پر ثمری را گذراند.
آنجلینا هم اکنون در زمره ی ۱۰ بازیگر مشهور زن هالیوود قرار دارد !
اطلاعات شخصی :
نام کامل : Angelina Jolie Voight , Angie
تاریخ تولد : ۴ ژوئن ۱۹۷۵
محل تولد : USA , Los Angeles , California
قد : ۱۷۳ سانتی متر
همسر : براد پیت ( Brad Pitt )
افتخارات : برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل برای بازی در فیلم Girl, Interrupted
برنده جایزه گلدن گلاب بهترین بازیگر نقش مکمل برای بازی در فیلم Girl, Interrupted
برنده جایزه گلدن گلاب بهترین بازیگر نقش مکمل برای بازی در فیلم George Wallace
- به ترتیب درسال های ۱۹۹۹ و ۱۹۹۷
* * *
* حميد گودرزي متولد دوم آذرماه 1356 در تهران و فرزند يك خانواده چهار نفري است.
* پدر حميد تاجر فرش و مادرش خانهدار است. تنها خواهرش گرافيك خوانده اما عشق وكالت دارد.
* ديپلم تجربي دارد اما فارغالتحصيل دانشكده هنر و معماري است. او مثل خواهرش در رشتهاي به غير از تحصيلات دانشگاهياش قدم برداشته.
* در كنكور سال 74 در رشته دندانپزشكي قبول شد اما از بس عاشق بازيگري بود داندانپزشكي را رها كرد.
![]() |
* بزرگ شده ميدان آرژانتين تهران است و از آنجا خاطرههاي زيادي دارد.
در دوران كودكي بسيار شر و شيطان بوده. او حتي كلاس اول دبستان كتابهايش را به دورهگردي داد و جايش گوجهسبز گرفت.
*اتومبيل بهروز بقايي يك بار مقابل دبيرستان حميد پنچر شد و حميد به كمكش رفت و اين اتفاق خوش يمن بسيار در عالم هنر به كارش آمد. زيرا همان جا از بقايي درخواست كرد تا در راه بازيگر شدن كمكش كند.
*در اولين كارش «داني و من» بيست ترانه هم اجرا كرد كه بسياري بعد از اتمام مجموعه، به دنبال پيدا كردن كاست او بودند.
*علاوه بر استعداد زياد در بازيگري صداي خوبي هم دارد. جالب است بدانيد عاشق ترانه معروف گل و گلدون است.
در بيست شهريور 1383ازدواج كرده است.
*به خاطر بازي در سريال كمكم كن و قرار گرفتن در حال و هواي آن براي مدتي دچار افسردگي شد.
*مسافري از هند و تب سرد دو سريال از قاسم جعفري است كه در هر دو حميد گودرزي نقش اول را داشت.
او رابطه خوبي با اين كارگردان خوش ذوق دارد.
*علاوه بر بازيگري در شغل تجارت فرش و شكلات هم فعاليت دارد زيرا معتقد است بازيگري آينده ندارد.
*به شدت از شهرت بيزار است. با اين كه عامل موفقيت بسياري از فيلمهايي است كه در آنها بازي كرده اما به شدت از سوپراستار شدن بدش ميآيد.
![]() |
*شهاب حسيني او را براي خوانندگي به گروه هفت معرفي كرده و كاست آنها هماكنون در بازار موسيقي با فروش خوبي روبهرو شده است.
*مثل خيلي از بازيگران معروف به تبليغات علاقه زيادي دارد. با شركت درسا كه توليد كننده كيف و كمربند و محصولات چرمي است قراردادي 18 ماهه دارد.
*عاشق بازي در نقشهاي غيرمتعارف مثل نقش ديوانه، معلول و... است و از عهده اين نقشها به خوبي برميآيد.
*به شدت به تيم استقلال علاقه دارد و اميدوار است امسال استقلال قهرمان ليگ برتر شود.
*به شدت در زندگي و جامعه مقرراتي است. هنگام رانندگي حتما كمربند ماشين را ميبندد و همواره از اينكه در مورد كسي قضاوت اشتباه كند ناراحت و پشيمان ميشود.
*ميگويد زن و شوهر بايد هم سطح هم باشند ولي اگر زن داراي فرهنگ بالاتري باشد اشكالي ندارد و بهتر است كه زن فرهنگش بالاتر باشد تا مرد.
*در اغلب نقشهايش، نقش آدمهاي گستاخ و عاصي را بازي كرده و ميگويد بازيگر بايد جامعهشناس و موسيقيشناس و حتي روانشناس خوب و قابلي باشد تا بتواند به راحتي نقش را ايفا كند.
*هم ورزشكار و هم ورزش دوست خوبي است علاقه زيادي به شنا دارد. همچنين به ورزشهاي بوكس، تنيس و بدنسازي هم علاقهمند است.
*از بين بازيگران ايراني عاشق بازي پرويز پرستويي و اكبر عبدي است.
*وابستگي شديدي به خانواده و همسرش دارد و كادو گرفتن و كادو دادن را بسيار دوست دارد. حتي هنگام مسافرت مدام با او در تماس است.
*به سازهاي پيانو و ساكسيفون علاقه زيادي دارد. او مشكل اصلي امروز مردم را كمبود لبخند ميداند.
*گودرزي ميگويد اگر بازيگر نميشدم خيلي دوست داشتم مربي فوتبال شوم. گل كوچيك حميد هم زياد بد نيست اما بازيگري او بهتر از فوتبالش است.
*عاشق دعا و نماز است و معتقد است كه انسان بدون معنويت به ابتذال و تكرار ميرسد.
*عاشق بازي براندو، آلپاچينو و دنيرو است و حتما روزي سه چهار فيلم ميبيند و از آنها درسهاي فراواني در رابطه با بازيگري ميگيرد.
او به موسیقی علاقه دارد و در این کلاسها ثبت نام کرده و هنوزه در این کلاسها شرکت می کند.
اولین فیلمی که به آن علاقه پیدا کرد سلطان قلبها بوده و اولین فعالیت او در حرفه ی تئاتر با نام نغمه های خورشید است و بعد از این کار در سریالی با نام محاکمه بازی کرده که یک کار تاریخی به کارگردانی حسن هدایت و بعد از آن در سه فیلم نود دقیقه ای که توسط سیما فیلم ساخته شده با نام های یک روز طولانی آبی و بعد از آن در سریال های عشق سالهای جنگ در کنار فرها جم ،تب ، مهر پنهان، همسفر، این زمینی ها، چشم هایش و در سری دوم زیر آسمان شهر ایفای نقش کرده .
در فیلم سینمایی خانه ای بر روی آپ نقش کوتاهی را در ابتدای فیلم در صحنه ی ماشین بر عهده داشت .
او بازی نیکی کریمی و پرسنو صالحی را الگویی برای خود می داند و دوست دارد روزی مانند آنها بازی کند
![]() |
* آرام همه آدمها رو دوست داره، لجبازه، مهربونه و غيرقابل پيشبينيه.
* من كار با آقاي مقدم رو خيلي دوست دارم، ايشان با من تماس گرفتند و بعد از اينكه توضيحاتي درباره نقشم شنيدم با كمال ميل قبول كردم كه در اين پروژه همكاري كنم.
* به شدت به بيزينس (تجارت) علاقهمندم.
* حدودا سه الي چهار سال به صورت جدي نقاشي ميكردم و در حال حاضر فرصت ندارم ولي راستش رو بخواي دلم براي نقاشي تنگ شده.
* اصولا هر انساني آرزوهاي شخصي داره كه قابل بازگو نيست، من هم يكسري آرزوها داشتم كه بهش نرسيدم.
* وقتي در كنار بازيگراني بازي كني كه فقط خودشون رو مهم ندونند انرژي ميگيري، بازيگراني كه بازيگر نقش مقابلشون هم براشون مهمه و حتي براي حس بازيگر مقابلشون از هر كمكي كه از دستشون بر بياد دريغ نميكنند.
* من قبلا تئاتر كار ميكردم از وقتي كه سنم كم بود روي صحنه تئاتر بودم و بعد هم به طور اتفاقي وارد تلويزيون شدم.
* من تعريف جداگانهاي از سوپراستار دارم. در كشور ما و سينماي ايران متاسفانه سوپراستارها دورهاي شدند. يك دوره اسم يك سوپراستار روي زبونهاست و بعد كه چهرهاي جديدتر و بازي جديدتر نظر همه رو جلب ميكنه و به قولي سوپراستار جديد مياد، ديگه نامي از سوپراستار قديمي شنيده نميشه به خاطر همين اكثر سوپراستارهاي سينماي ما
![]() |
* بازيگرهاي زن در سينما و تلويزيون و همچنين تئاتر امروز ايران خيلي پربارتر و با حس و تكنيكالتر نسبت به ديروز كار ميكنند و در حال حاضر موقعيت هنرپيشه زن در ايران خيلي بهتر از قبل و چند سال پيش شده.
* من ديوانهوار بچهها رو دوست دارم. براي مثال همين چند روز پيش كه از تلويزيون شيرخوارگاه رونشون ميداد، هاي هاي زدم زير گريه.
* شنیدن صدای استاد عليرضا افتخاري بهم انرژی می دهد.
* سعي ميكنم سفرهاي كوتاه داشته باشم به اطراف شهر تهران ميرم مثل فشم و يا شمال.
* كسي روحش تندرست و سلامته كه يك لحظه از ياد خدا غافل نباشه، آدمها رو دوست داشته باشد و به همه چيز با ديد منفي نگاه نكنه.

با نام نیکولاس کوپولا متولد 7 ژانویه 1964 در لانگ بیچ کالیفرنیای آمریکا . برادرزاده فرانسیس فورد کوپولا و دانش آموخته دبیرستان بورلی هیلز، ترک دبیرستان در کلاس یازدهم و آموزش در کنسترواتوار تئاتر آمریکا . آموزش بازیگری با پگی فیوری. کسب سوشهرت در سال 1989 به خاطر بلعیدن سوسکس زنده برای فیلم بوسه خون آشام . برنده جایزه بهترین بازیگر مرد از سوی منتقدان نیویورک ،برنده جایزه بهترین بازیگر درام مرد از سوی گلدن کلوب و برنده جایزه اسکار به خاطر ترک لاس وگاس در سال 1995. نیکلاس در نخستین حضورهایش بر روی پرده سینما به صورت مرد دروغگویی ظاهر می شد . ولی هنگامی که در فیلم بزرگ کردن آریزونا خود را به کاریکاتوری تبدیل کرد سبکش به شکل آشکاری دلپذیر شد. کیج از اندامک دراز ،حالت فداکاری جاودانه و مژه های تیره اش نقش کمدی خرگوشی وحشی را ساخت. او در فیلم پیچیده تر ماه زده در نقش قصاب جوانی که عاشق نامزد متارکه کرده برادر بزرگش می شود سبک کمدی اش را توسعه می دهد . سپس کیج با بازی درخشانش در بوسه خون آشام در نقش گرد آورنده ادبی تازه به دوران رسیده که فکر می کند تبدیل به خون آشام شده است ،خویش را پیشر فت می دهد . این گردآورنده ادبی طعمه افتاده اش را بر دل مشغولی نگه می دارد و سرگرم کننده تر می شود . کیج به مسخرگی جیم کری در نقاب متحول می شود ، ولی بدون جلوه های ویژه کیج در قلب وحشی (دیوید لینچ) در نقش دریانوردی معتاد موفقیت چندانی کسب نکرد . او در دهه نود در کمدی سبکس ،نقش های تحسین برانگیزی ایفا کرد به ویژه با اندرو برگمان بسیار خوب کار کرد . در ماه عسل در لاس وگاس او نقش جک سینگری مردی است که نامزدش را در بازی پوکر از دست می دهد و بر وحشتش از ازدواج چیره می شود.
کیج همچنین در نقش آرام تری از پلیسی که متاهل که بلیت بخت آزمایی برنده ای را به انعام پیش خدمتی می دهد در فیلم می توانست برای شما اتفاق افتاده باشد به خوبی ظاهر می شود داستان فیلم از این قرار است این پلیس آرام برای نوشیدن چای وارد رستورانی می شود هنگام پرداخت صورت حساب می بیند که همسرش که زن عقده ای هم بوده تمام پولهایش را برداشته وپیش خدمت این را می گوید که فردا هر مقدار پولی به دستم امد مقداری از آن به تو می دهم و از قضا شب همان در قرعه کشی ده میلیون را برنده می شود و و مقدار از این پول را به این پیش خدمت می دهد.
و در فیلم نوآر غرب ردراک اجرای درستی رائه می دهد . به نظر نمی آید که او در این فیلم بازی می کند و ضمن مانند خودش هم به نظر نمی رسد.او روی پرده سینما جا افتاده است و به طور پیوسته مردانه تر و خوشتیب تر می شود گرچه ممکن در اجرایی ناشیانه ناتوان باشد.
بالاخرا در ترک لاس وگاس او این امکان را یافت که حقیقتا به عمق مهارت کار کمدی اش برسد . او دراین فیلم نقش بن ساندرسون را ایفا می کند . بن ساندرسون نویسنده نوشخواره ای است که هالیوود را به قصد لاس وگاس ترک می کند تا سر حد مرگ نوشخوارگی می کند . کیج بدون زیر پا گذاشتن شخصیت بن به ما نشان می دهد که چگونه از میان گریزهایش نگاه کنیم . کیج مدت زمان زیادی است که هیجان انگیز ترین بازیگر جوان سینمای آمریکاست . با ترک لاس وگاس پرشورترین هم شده است.
![]() |
* پدرش در جواني تئاتر كار ميكرده، عموي پدرش گوينده راديو بوده و در واقع اين استعداد در خانواده آنها وجود داشته است.
* از هفت سالگي در تمام تئاترهاي مدرسه شركت كرده كه اين مسئله گاه با اعتراض مادرش همراه بوده است.
* هشت سال است كه ازدواج كرده است اما همسرش در زمينه هنري فعاليت نميكند.
* تحصيلاتش را در رشته حسابداري در دانشگاه رودهن به پايان رسانده و از همين دانشگاه ليسانس گرفته است.
* يك ترم به كلاسهاي بازيگري رفته است و همان كلاسها بود كه براي بازي در «آوايي در گلستان» آقاي رامين لباسچي انتخاب شد.
* مردم او را با «مسافري از هند» ميشناسند. او در اين سريال نقش پروانه را بازي ميكرد.
![]() |
* بسيار كدبانو و خانهدار است. آشپزياش بسيار خوب است و سعي ميكند هر كاري كه انجام ميدهد به نحو احسن باشد.
* گريم او براي خيلي دور خيلي نزديك آنقدر خوب انجام شده بود كه يكي از همكارانش در نگاه اول او را نشناخته بود و فكر ميكرد او از بازيگران بومي است.
* تا به حال در معجزه ازدواج، كوي دامون، نقش سنگ، جوان امروز، مسافري از هند، باران عشق، خيلي دور خيلي نزديك و زير تيغ بازي كرده است.
* بازي در مسافري از هند، در عين حالي كه تجربيات فراواني به همراه داشت از لحاظ روحي تاثير عميقي روي او گذاشت به طوري كه تا مدتها حس افراد شكست خورده را داشت.
* از بين بازيگران ايراني علاقه فراواني به عزتا... انتظامي و اكبر عبدي دارد و از بين خانمها فاطمه معتمدآريا و گوهر خيرانديش را دوست دارد.
* عاشق صداي اصفهاني، عبداللهي و رضا صادقي است. او به هر دو موسيقي سنتي و پاپ علاقهمند است.
* در فيلم سرگيجه هم با كوروش تهامي همبازي بود. علاوه بر تهامي بازيگراني چون مهدي سلوكي و كامبيز ديرباز هم بازي ميكردند.
* اصلا به فوتبال علاقهاي ندارد، طرفدار هيچ كدام از تيمهاي كشور نيست اما بازيهاي تيم ملي را دنبال ميكند.
* براي ديدن بازي ايران و بحرين به همراه خانمها رويا نونهالي، لاله اسكندري، هانيه توسلي و سحر زكريا به استاديوم
![]() |
* از بين كارگردانان، كارهاي مجيد مجيدي را خيلي دوست دارد. تماشاي بچههاي آسمان او را به شدت تحت تاثير قرار داد.
* تماشاي فيلم بچههاي آسمان آنقدر روي او تاثيرگذار بود كه هنگام خروج از سينما دلش ميخواسته كفشهايش را در آورد و به افراد نيازمند ببخشد.
* به نظر او خداوند از طريق نشانهها با انسان حرف ميزند اما روزمرگي و غرق شدن در خواستههاي مادي زنگاري است كه مانع ازديدن خداوند ميشود.
* در جشن خانه سينما جايزه بهترين نقش مكمل را از آن خود كرد تا همگان بيشتر تواناييهاي او را تاييد كنند.
* حميدي به تازگي بازي در فيلم بچههاي ابدي پوران درخشنده را شروع كرده است. در اين فيلم علاوه بر حميدي، شهاب حسيني، هادي مرزبان، پانتهآ بهرام، آهو خردمند و فلور نظري بازي خواهند كرد.
* حميدي علاوه بر بچههاي ابدي براي بازي در فيلم «چهار انگشتي» سعيد سهيلي با بازي جمشيد هاشمپور و انديشه فولادوند قرارداد بسته است.
• در يك خانواده پنج نفري متولد شده دو خواهر دارد كه يكي از خودش بزرگتر است و ازدواج كرده و يك دختر كوچولو به نام ريحانه دارد. خواهر كوچكترش دانشجو است و عاشق شعر و كتاب.
• پدربزرگش عرب بوده و در عراق به دنيا آمده است اما پدر و مادرش تهران هستند و در تهران متولد شدهاند.
• از بچگي عاشق موسيقي بوده، او از كودكي به خاطر آنكه خيلي زود به تخصص رسيده شروع به تدريس تنبك و دف كرد و از همان كودكي طعم مستقل بودن را چشيد.
• در كودكي پسر خيالبافي بوده. او واقعا عاشق اين كار بوده، زياد اهل شيطنت نبوده اما وقتي شيطتنش گل ميكرده به آتش زدن تانكر نفت هم ميرسيد!
• همسرش كارگردان سينما و در فيلم مستند زنان غسالخانه آشنا و همين آشنايي منجر به ازدواج شد. همسرش در حال حاضر در فرانسه سرگرم ادامه تحصيل است.
• در كودكي بچه زياد درسخواني نبوده اما بسيار باهوش بوده و با وجود آنكه اصلا درس نميخوانده هميشه نمراتش بالاتر از 15 ميشد.
• آرزوي كودكياش اين بوده كه دكتر شود تا بتواند مادربزرگش را كه مريض بوده و وابستگي شديدي به او داشته را خوب كند اما دوران دبيرستان نظرش عوض ميشود و به فكر خلباني و بازيگري ميافتد.
• فارغالتحصيل رشته تئاتر است و مدركش را از دانشگاه آزاد گرفته است.
• تهامي سربازي نرفته است. از شانس خوب او توانسته هنگامي كه خدمت سربازي را ميفروختند سربازياش را بخرد.
• بچه كه بوده كلكسيون قوطي كبريت با باتري جمع ميكرده. مدتي هم به جمع كردن تمبر ميپرداخته و عاشق اين كار
![]() |
• تنها مواردي كه او را در زندگي رنج ميدهد، فقر و نداري است. از اينكه بعضيها سر جايشان نيستند زجر ميكشد.
• زماني از طرفداران دو آتيشه قرمزهاي پايتخت بوده اما در حال حاضر روي هيچ تيمي تعصب ندارد ولي بازيهاي تيم ملي را دنبال ميكند.
• به خاطر اينكه هيچ علاقهاي به بازي فوتبال و واليبال ندارد تا به حال در هيچ كدام از تيمهاي هنرمندان عضو نشده است.
• به فال حافظ خيلي اعتقاد دارد اما آدم خرافاتي نيست و به هيچ عنوان زندگي را روي فال نميگذارد.
• در رانندگي بسيار محتاط است تا به حال اصلا تصادف نكرده اما از بد حادثه يك بار ماشينش را دزديدهاند كه مجبور شده تا 300، 400 هزار تومان خرج كند.
• در كودكي عاشق كارتون پلنگ صورتي و تام و جري بوده. تمام كارتونهاي مورچهخوار و سندباد و پينوكيو را تا آخر ديده است.
• عاشق فيلمهاي بروسلي و چنگيز وثوق بوده و به محض ديدن فيلمهاي آنها جوگير ميشده و خودش را جاي آنها جا ميزده.
• از بين بازيگرهاي خارجي، عاشق بازي آل پاچينو، جاني دپ و نيكول كيدمن است و از سبك بازي آنها خوشش ميآيد.
• عاشق دريا و موج است و قشنگترين رنگ زندگياش رنگ آبي است.
• به نظر خودش بازيگري باعث شده توجه و وقتش نسبت به اتفاقات اطرافش بيشتر شود و محبت مردم را هم نسبت به او زياد كرده است.
![]() |
• از شهرت بدش نميآيد و از امضا دادن و از اينكه دور و برش شلوغ باشد اصلا فراري نيست.
• از بازي در فيلم بچههاي خيابان كار آقاي همايون اسعديان بسيار راضي است. اين زن حرف نميزند را هم يلي دوست دارد.
• عاشق سريال «هشدار براي كبري 11» و «پرستاران» است و تمام قسمتهاي اين سريالها رادنبال ميكند.
• با وجود اينكه پول هيچ وقت در زندگياش حرف اول را نزده اما خيلي از كارها را به خاطر دستمزد خوبشان باز كرده است.
• اول فقط شيفته موسيقي سنتي بوده ولي الان موسيقي پاپ را هم گوش ميدهد. از صداي اصفهاني و عصار خوشش ميآيد و از پيشكسوتها هم صداي آقاي حسين عليزاده و استاد شجريان را دوست دارد.
خوب این وبلاگ راه افتاد...









